نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ابالفضل تو بودی پناه من و تکیهگاه سپاهم کنار تنت مات و مبهوتم و غرق آهم، واویلا ابالفضل بلند شو که چشم انتظاره تو خیمه سکینه رقیهام میمیره تو رو با همین وضع ببینه، واویلا پاشو از رو خاکا علمدار، جان من علم رو یه بار دیگه بردار، جان من به شیر خواره داده رقیه قول آب منو بیشتر از این نکن زار، جان من حسین جان، حسین جان، حسین جان ***** اباالفضل شکستی قدم رو بدون رفته صبر و قرارم رو دست بریدهات با گریه سرم رو میذارم واویلا اباالفضل بمیرم تنت رو با سر نیزه وا کردن از هم الآنه که لشکر بریزن توی خیمه کمکم واویلا نباشی حرم میره غارت عباسم میریزن برای غنیمت عباسم میترسم از اون لحظهای که با سیلی به زنها بشه هتک حرمت عباسم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد