تو به زمن سر کویت هزار ها داری
حنیف طاهریپسندیدن6
بازدید100+
(اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...) تو به زِ من سرکویت هزارها داری ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد (اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...) گِل آدم که سرشتهام، غَرَض عشق تو بود هرکه خاک کف پای تو نشد، آدم نیست (اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...) بگذار آدمیان طعنه زنند لعن گویند هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست (اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...) نیست سر لوح دلم جز الفِ قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم (اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...) هرکسی از یار چیزی خواست هنگام وصال من به محض دیدنش بخاطرش برخاستم (اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله...)