تو این دیار ماتم دل من شده پر از غم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن6
بازدید2.8K
(تو این دیار ماتم دل من شده پر از غم) 2 (وقت جدایی از تو برادر میرسه کم کم) 2 خیمه نزن تو این سرزمین بلا حسین جان (دل پر اضطرابه تو کرب و بلا حسین جان) 2 بشه بی سر پیکرت حیفه بره رو نیزه سرت حیفه نزن خیمه بین این صحرا که حلقوم اصغرت حیفه حسین من ای حسین من... (الان که پا میذارم روی زانوی علمدار) 2 تنم میلرزه با یاد شام و کوچه و بازار (خدا ازم نگیره الهی برادرامو) 2 (الهی که نامحرم نبینه اشکِ چشامو) 2 بشه پاره پیکرت حیفه علمدارِ لشکرت حیفه به من میگفت مادرم زهرا عزیزِ من معجرت حیفه حسینِ من ای حسینِ من... (از وقتی که رسیدیم به اینجا دلم میلرزه) 2 (دل نگرونت هستم برادر لحظه به لحظه) 2 (از وقتی دیده چشمام تو این دشت اینهمه لشکر) 2 (دلشوره داره زینب برای تو ای برادر) 2 گل روی دخترت حیفه جوونیِ اکبرت حیفه خدا ناکرده اگه باشه زیر پا پیکرت حیفه حسینِ من ای حسینِ من... (از وقتی پا گذاشتم رو این خاک دلم شکسته) 2 هر کسی رو که دیدم برادر نیزه به دسته نیفته کاش سر زلفِ یارم به دست دشمن (به چادرم تنِ بی سرِت رو کفن کنم من) 2 بشه خونین موی تو حیفه بذارن پا روی تو حیفه بشینه داداش اگر سنگی به کنج ابروی تو حیفه حسینِ من ای حسینِ من...