تو ای کوفه سراسر محنت و رنج و دردی
حسین سیب سرخیپسندیدن7
بازدید2.5K
تو ای کوفه، سراسر محنت و رنج و دردی ز مهمانت، به تیغ و نیزه استقبال کردی خدا داند که اهل کوفه، اهل نیرنگند مسافر در ره و اینان مهیای جنگند همان هایی که از حیدر به جز خوبی ندیدند برای کشتن فرزند او لشکر کشیدند میا کوفه حسین جان کوفیان غیرت ندارند فقط در سر هوای غارت گوشواره دارند به روی دارم و با کام عطشان میمیرم ولی بهر حسین ابن علی من دلگیرم دم اخر عنایت کن به مسلم یا الله سلامی میکنم آن را رسان بر ثارالله واویلا آه و واویلا شهید کرببلا... باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است