تو اولین امام زادهای
حسین طاهریپسندیدن89
بازدید42.8K
تو اوّلین امام زادهای بزرگ زادهای تو بر فراز قلّهی کرامت ایستادهای سر مسیر هر گدا خودت کنار جادهای حوالهی دل مرا به این و آن ندادهای چه عزّتی! چه نعمتی! بدون هیچ منّتی تو باب فیض و رحمتی، تو صاحب سخاوتی به خود ندیده هیچ عابدی تعبّد تورا مسیر مکّه عاشق است این تردّد تورا شب تولد تو خواستم فقط خود تورا خدا گرفته میهمانی تولد تورا به عهدهی خود خداست کلّ کار و بارها و سی شبانه روز دعوتند روزه دارها به ناز در دل عجم نشستهای شه عرب کریم هستی و به نام تو میآید این لقب به ما رسیده از شما بدون خواهش و طلب به یک اشارهات درخت خشک میدهد رطب به خشک سالی دل کویر هم نگاه کن من خراب را به یک اشاره روبهراه کن تو نسل کوثری به کوری دو چشم ابتران شدند و خاک پای تو چه سروران چه نوکران نمانده با جمال تو دلی برای دلبران چه قاسطین چه ناکثین چه مارقین چه دیگران (نمیشوند تا ابد حریف ضرب دست تو گرفته زهر چشم از این قبیله ناز شصت تو)2 گرفته چشم مستت از شراب کسب و کار را ز خواب خوب مستیاش پرانده هر خمار را نگاه کردن تو کرده کار ذوالفقار را زمین زد این نگاه کردنت شتر سوار را تو بچّه شیری و شتر سوار در مقابلت شکست خورده از شکوه و شوکت و شمایلت به قول مسلمین حسن به قول عبریان شبر به جز خدا نداشتی هراسی از بنی بشر به مهر یا به قهر تو مثل شده است خیر و شر عقب نرفتهای در اوج لحظههای پر خطر قیام اگر نکردهای چه آتشین نشستهای مدبّرانه و برای حفظ دین نشستهای تو و حسین معنی حقیقی برادرید تو و برادرت بزرگ خاندان حیدرید امیدهای مرتضی عزیزهای مادرید دلاورید و دلبرید و سرورید و صفدرید به من که نوکر توام ثواب میدهد حسین صدا که میزنم حسن جواب میدهد حسین به زور دلبری نصیب دلبران نمیشود لقب به سادگی نصیب این و آن نمیشود به جز علی کسی امیر مومنان نمیشود پس از علی به جز حسن امیرمان نمیشود خلافت خدا فقط رسد به نسل مرتضی معاویه کجا و دلبری چنان حسن کجا؟