تو انتشار شمیم نجیب شببوها
سید امیر حسینیپسندیدن3
بازدید87
تو انتشار شمیم نجیب شببوها سحر که شد تو اذان معطری بانو برای اهل صفا، آن دو رکعت صبحی که از نماز شبی باصفاتری بانو و زیر چادر خود، حاجت برآورده برای مردم بیچاره میبَری بانو عمهجانم عمهجانم صبر از صبر تو پیراهن درید کار عشق از تو به مجنونی کشید تو همان تاوان بودن با حسین شعر باران را سرودن با حسین فاتح دژهای درد و داغها مقتدای غیرت عباسها واژه در راهت چو لنگان مرکبی در مدیح تو همان بس زینبی اگر ...ست بر روی زمین است همین است و همین است و همین است کلامش سنگها را نرم میکرد دل افسردگان را گرم میکرد زنی در پیش مردی خطبه میخواند که مرد از مرد بودن شرم میکرد اون همه دنیای منه نزنید اون نوه بابای منه نزنید