تو از امروز حر زهرایی
سیدمهدی میردامادپسندیدن6
بازدید1.3K
تو از امروز حر زهرایی قطرهای بودهای و دریایی تو ز ما اهل بیت پر بودی بهر ما خانواده حر بودی شیشه بودهای و عشق دُرت کرد چشم من دل ربود و حُرت کرد ای جدا گشته از حسین بیا اشک افتاده از دو عین بیا خالی از خود شدی و از ما پر سر خود را بلند کن ای حر پیش تیر بلا سپر گشتی ما صدایت زدیم برگشتی تو ندانسته یار ما بودی کاش دیشب کنار ما بودی کاش ای نیش تیر ها نوشت بود یک مشک آب بر دوشت کاش ای موج بحر سر مستت بود یک جام آب در دستت تشنگان را جواب میدادی به علی اصغر آب میدادی تو نه حُرِ یزید، حُرِ منی عاشق ترک جان و ترک تنی باش تا فانی حسین شوی باش قربانی حسین شوی ***