تو آرزوی لب سقّا، شریعه در خروشه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن0
بازدید100+
تو آرزوی لب سقّا، شریعه در خروشه هزار هزار چشمهی خواهش زیر پاهاش میجوشه دلِ پُر و زار میزنه، که ای تشنهلب تَر کن لبهاتو شدم شبیه شورهزار، دارم مینوشم اشک چشماتو شعله به جونِ من نکِش، بیا و نشکن جام دستاتو به من بگو وقتی بهم رسیدی تو انعکاس موج من چی دیدی؟ (ای ساقیِ لبتشنگان اباالفضل از کف بریز آبِ روان اباالفضل)... **** یادت بمونه ای فرات آب روون قطرهای از تو به کام من حرومه اگه تو مَشکم تو نمونی، کار سقّا تمومه یادت بمونه ای فرات که ارباب من تشنهی آبه تا خیمهگاه خنک بمونه که مثل آتیش، دلهای بیتابه تویی همون بارونی که دوای دردِ طفلِ ربابه زلاله تو تیمّمِ وضومه رسوندنت به خیمه آرزومه (ای ساقیِ لبتشنگان اباالفضل از کف بریز آبِ روان اباالفضل)...