نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تنهایی روی خاکِ داغِ این صحرایی با لبِ تشنه لبِ دریایی تنهایی مظلومی زیرِ تیغ و نیزه هم آرومی از یه قطره آب هم محرومی مظلومی تو قتلگاه صورتت رو زمین گذاشتی بمیرم برای اون لحظهای که، نفس نداشتی بمیرم (آه کشتن، تورو بیگناه کشتن) بد حالی با تنِ خسته توی گودالی همه اومدن عجب جنجالی بد حالی دلتنگی بیرمق شدی ولی میجنگی روی پیشونیت نشسته سنگی (بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد) **** (او میدوید و من میدویدم)۲ او سوی مقتل من سوی قاتل (او مینشست و من مینشستم)۲ او روی سینه، من در مقابل او میکشید و من میکشیدم او خنجز از کین، من آه از دل حسین...
هنوز نظری ثبت نشده