تنها میکِشی تا نفسهای آخرتو
وحید شکریپسندیدن34
بازدید7.5K
تنها میکِشی تا نفسهای آخرتو صحرا داره میشنوه نالهی مادرتو حالا یه سپاه اومده برای سر تو دارم از بالای تَل تیغ و نیزه میبینم تو افتادی تو گودال، من روی خاک میشینم تو رو به جون من داداش نفس نفس نزن داداش بالای نیزه نرو، اینجوری گریه نکن شونهام جای سرت به نیزه تکیه نکن یا اباعبدالله اِن کُنتَ حَیّا فادرکنا