تنها شده مسیحایی، شده چشم من دریایی
حاج حسن خلجپسندیدن5
بازدید3.4K
تنها شده مسیحایی، شده چشمِ من دریایی برید به میدون اَلساعه، به یاریِ دایی زود برید به میدون، فدایِ قد و بالاتون خورده روسپیدیِ من گره به دستاتون میشنوم من از خیمه نغمهیِ رجزهاتون ببار بارون ببار بارون، چشمِ تَرَم ببار بارون، از جیگرم ببار بارون، واسه برادرم *** بعد از غروبِ عاشورا، منم در كنارِ لیلا رویِ نیزهها میبینم، سَرِ شماها را چشمِ شورِ كوفی نشونه رویِ زیباتون از رو نیزهها رویِ دستِ نیزهداراتون میخوره زمین بینِ راهِ كوفه سرهاتون ببار بارون ببار بارون، چشمِ تَرَم ببار بارون، از جیگرم ببار بارون، واسه برادرم *** سربسته روضه میخونم، تویِ بند غم زندونم میدونم كه بعد از خورشید، اسیرِ بارونم من میمونم و هَتكِ حرمتایِ نامحرم بر رویِ تنم تازیانه میزنن محكم خون میریزه از پایِ چوبهیِ محمل از فرقم ببار بارون ببار بارون، چشمِ تَرَم ببار بارون، از جیگرم ببار بارون، واسه برادرم