تنت به زمین، سرت به سنان
محمدحسین پویانفرپسندیدن13
بازدید4.6K
تنت به زمین، سرت به سنان سلامُ الله علیکَ ایها العطشان پر از غمِ تو، زمین و زمان سلامُ الله علیکَ ایُّها العریان مرمل بدماء بر، خاکِ صحرایی حسین من چرا ای تشنه لب، بییار و تنهایی حسین من حسین وای، (وای) 2 *** سرت ز قفا، شُد از چه جدا بمیرم من، مگر خواهر نداری تو نمانده تنی، نه پیرُهنی به خاک افتادی، اما سر نداری تو تو را دیدم، که زیر سمِّ اسبانی، برادر جان پس از تو، زینب و درد و پریشانی، برادر جان حسین وای، (وای) 2 *** چه شُد بدنت، چه شُد کَفنت بُنیَّ بینِ مقتل، آمده مادر سرت ببَرم، چه شُد پسرم بُنیَّ با لبِ تشنه، زدی پرپر نشستهام با قد خم، تا کِشم نیزه ز پهلویت فتاده جای پایِ، بیحیایی بر گل رویت حسین وای، (وای) 2 *** به رویِ زمین، زِ مرکبِ زین فتادی نیزهای بر، حنجرت خورده چه شُد که عدو، زِ پیکر تو پُر از خون یادگارِ، مادرت برده حسین وای، (وای) 2 ***