نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تمومِ غصههاش از اون مجلس شرابه با خاطراتِ امروز نمیتونه بخوابه چشاش خونه، لباش زخمه از سوز غم صداش زخمه همه گونهاش کبودی و کنار اَبروهاش زخمه پیکرش نیمهجونه معجرش غرقِ خونه از رَدِ تازیونه پیرهنش لالهگونه (ای وای چقدر خستهست، چقدر تنهاست، چقدر تنهاست ای وای الهی که بیاد پیشش عموش عباس)۲ از نیمهشب گذشته، خوابش ولی نبرده تو آسمون زخماش، ستاره میشه مُرده پُر از اشک و پُر از درده بین یک عده نامرده خسته از شام و از خرابه دلش میخواد که برگرده مرواریدِ رو گونهاش نَمِ بارون عشقه تبِ سرخیِ چشماش اثرِ خونِ عشقه (ای وای با این زخما، با این پهلو، مثل زهراست ای وای الهی که بیاد پیشش عموش عباس)۲ ای وای چقدر خستهست، چقدر تنهاست، چقدر تنهاست ای وای الهی که بیاد پیشش عموش عباس
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد