تموم عالمن فدات یا زینب
محمدرضا میرزاخانیپسندیدن4
بازدید300+
تموم عالمن فدات یا زینب فدای صحنِ با صفات یا زینب یه کربلا با خادمای هیئت امضا میشه با یک نگات یا زینب زینب زینب زینب ای اولیاء مخدره، زینب یه روز ماها رو میخره، زینب کربوبلامون میبره، زینب عشقِ تمومِ عالمین زینبه زینبه زینبه مرکز بین الحرمین زینبه زینبه زینبه فقط شریکةُ الحسين زينبه زينبه زينبه عشق منى يا زينب... ***** آینه در آینه نورِ مُکَرَّم زینب است جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است آنکه گشته با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است در مُسَمَط در قصیده، از غزل در مثنوی صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی میبَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است استقامت در لغت صبر است معنا زینب است صبر باشد قطرهای ناچیز و دریا زینب است ای سلیمان از چه مینازی به جاه و حشمتت صدهزاران چون سلیمان ریزهخوار زینب است کربلا خواهی اگر از زینب کبری بخواه چون کلید کربلا در اختیار زینب است ******* من از کودکی اسیرِ توام بیجهت اسوهی حیا نشدم حسین بهخدا بعد ازدواجم نیز لحظهای از شما جدا نشدم خواستگاران من که یادت هست بینشان عشق تو مقدم بود با تو بودن همیشه و همهجا شرط اصلی ازدواجم بود شب عقدم به شوهرم گفتم از حسینم مرا جدا نکنی غیر اُختُ الحسین اسم دیگر مرا صدا نکنی ******** دوتا جوون برات فرستادم جون منم بخوای من آمادهم خواهششونو رد نکن آخه من جون مادرو قسم خوردم داداش ببین که اومدند چندبار رخصت بده به اینهمه اصرار داداش بذار برن نبینن که مادرشونو میبرن بازار از خجالت نذار موسفید بشم نمیذاری تا که ناامید بشم این دوتا قربونیامو بپذیر تا جلو فاطمه رو سفید بشم نذاری اگه برن بیتاب میشن مثل زینب اسیر طناب میشن وقتی تشنهای خجالت میکشن قطره قطره جلو چشام آب میشن ***** سری که روبهرومی خودتی یا عمومی؟ نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی صورت نصفه نیمه حال سرت وخیمه به همه گفتم این سر تموم زندگیمه این سختترین گریزه دختر تو عزیزه کی گفته که کنیزه ****** یا ایها الغریب، یا ایها العزیز ترسیده دخترت چیه معنی کنیز ****** تا اینکه عمه وارد بزم یزید شد بالای نی محاسن سقا سفید شد این شامیای بیحیا هیچی رو از دست نمیدن به دخترای فاطمه یه معجرم پس نمیدن جماعتی که نمک خوردهی علی بودن به خواهرت سر بازار کوفه نان دادند ****** خنجر نمیبُره، لشکر کلافه شه فکر کن سنان که هست، شمرم اضافه شه ****** یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید، کمتر اذیتش کنید حسین... حسین وای...