تمامِ دلخوشیام جشن شادیانهی اوست
حاج محمدرضا بذریپسندیدن4
بازدید4.9K
تمامِ دلخوشیام جشن شادیانهی اوست ترانهی لب من از غزل ترانهی اوست رواقِ منظرِ چشم من آشیانهی اوست اگرچه عرضِ هنر پیش یار بیادبیست زبان خموش ولیکن دهان پُر از عربیست ستارههای درخشان به جلوه آمدهاند شبیه ماهِ فروزان به جلوه آمدهاند به سانِ یوسف کنعان به جلوه آمدهاند اگرچه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند کسی به حُسن و ملاحت به یار ما نرسد به دلپذیریِ نقشِ نگار ما نرسد پیمبران اولوالعَزم بیگمان جمعند کنار اهل زمین، اهل آسمان جمعند به شوقِ دیدنِ صاحبزمان جمعند حضورِ خلوتِ انس است و دوستان جمعند "وَ إن یَکاد" بخوانید و در فراز کنید معاشران گره از زلفِ یار باز کنید برای عرضِ ارادت به ساحتِ نرجس رسیده حضرت مریم به خدمت نرجس عزیزِ عسکری و جانِ حضرت نرجس نظر به چهرهی ماهش عبادت نرجس حَسنجمال و حَسنسیرت و حَسنسکنات به شادی دل مهدی و مادرش صلوات وقار و شأن سلیمان، شرافت یعقوب نگاه رحمت نوح و تحمّل ایوب ملاحت و نفَس و حُسن یوسفِ محبوب شمیمِ نابِ مسیح از شمال تا به جنوب تمامِ نورِ محمّد به چهرهاش پیداست چکیدهای ز تمامِ پیمبران خداست شبیه پرچمِ در حال اهتزاز آمد امیر مطلقِ از خلق بینیاز آمد علی و جعفر طیّار و حمزه باز آمد قسم به تیغ دودَم فارِسَالحِجاز آمد ز نُطقِ احمدِ مختار و رونوشتِ علیست سرشتِ مهدی کرّار از سرشتِ علیست شعور جاریِ در هر شعار اباصالح بهانهی غزلی ماندگار اباصالح پُر از جلال و شکوه و وقار اباصالح ترانهام صد و سی و سه بار اباصالح قسم به هر گرهی ابرویش که حسّاس است چقدر خَلقاً و خُلقاً شبیه عبّاس است قلم برای سرودن دوباره گرمِ وضوست سرودن از پسر فاطمه همیشه نکوست سرِ ارادتِ ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سرِ ما میرود، ارادت اوست دَمی که صحبت یار است، صحبت من نیست سُرور شیعه که تنها به ریسهبستن نیست خدا کند که بیابم نشانِ مهدی را نشان دهَم به همه دوستانِ مهدی را به عالَمی ندهم قرصِ نانِ مهدی را دوباره زنده کنم گفتمانِ مهدی را ز جورِ جعفر کذّابهایمان فریاد چهار سال دوباره ظهور عقب افتاد نگاه روشن و بیدارمان عوض نشود بیان محکمِ گفتارمان عوض نشود مسیر و موضع کردارمان عوض نشود نظام و نحوهی پیکارمان عوض نشود به غیرِ مِیل شهادت نبوده در دلمان مسیر ماست مسیر امام راحلمان مُرید خاطرههایند ناخوشاحوالند اسیر فیش نجومی، شبیه دلّالند نه شیعهی علوی، شیعیانِ لیبرالند یکی یکی همه سربازهای دَجّالند همین قبیله که از سوی ما جواب شدند ذخیرههای گرانقدر انقلاب شدند قسم به کربوبلا حُرّیت فروشی نیست وفا و غیرت و انسانیت فروشی نیست شرافت و هدف و امنیت فروشی نیست به خون نوشته شد این مملکت فروشی نیست هنوز مَشی شهیدانمان به خاطر هست بقای نهضت ایران گران تمام شدهست عنان قافله را از اُسامه میدزدند به اسم خود غزل از هر چکامه میدزدند نکرده کار ولی کارنامه میدزدند چقدر ساده عبا و عمامه میدزدند خلافِ حکمِ پیمبر حدیث میخوانند روایت از غضب انگلیس میخوانند نه وقتِ حرف اضافه، نه حوصله داریم هنوز بر سرِ برجام مسئله داریم چرا ز مکتب اسلام فاصله داریم ز تهمت و دَغَل و افترا گِله داریم به پای آنهمه وعده همه شهید شدیم به لطفِ دولتِ امّید، ناامید شدیم مرادِ شیعه بجز بینش سیاسی نیست در این زمانه بجز فقر و اختلاسی نیست به غیرِ کار و کرامت رَه خلاصی نیست ز غرب و هجمه و تهدیدشان هراسی نیست از آشنای غریبهپرست میترسیم از آنکه ترس برَش داشته است میترسیم یگانه مُنجی عالَم که حق ضمیمهی اوست و شیعه تشنهی یک نظرهی رحیمهی اوست وجب وجب وطن ما هَماره بیمهی اوست زمانه منتظر دولت کریمهی اوست گرهگشایی در مشکلات با مهدیست نوای شیعهی مظلوم ذکر یا مهدیست