تمام آبرومندان از این در آبرو گیرند
حاج منصور ارضیپسندیدن18
بازدید800+
تمامِ آبرومندان از این در آبرو گیرند همه لبتشنهها از دست این ساقی سَبو گیرند زِ آب مَشک او باید طهارتها وضو گیرند علیاصغر، رقیه، حاجتِ آب از عمو گیرند بدین منوال او بالاتر از صاحب مدارجهاست که او بابالحوائج بر همه بابالحوائجهاست قیامت یک تجلّی از قد و بالای عباس است یقیناً عرش اعلا نیز زیر پای عباس است لبِ لبتشنهها سیراب از دریای عباس است زیارت رفتن ما گیر یک امضای عباس است مسیحا دَم شود هر آن که از این باده سرمست است شفای هر مریضی دست این آقای بیدست است مرضها را دوا در گوشهی دارالشفای اوست تمام دستها قطعاً دخیل دستهای اوست گشایش بر گرهها با یَدِ مشکلگشای اوست به عالَم پادشاهی میکند هر کس گدای اوست بیاور عرضِ حاجت شک نکن حاجتروا هستی اگر امضا کند این اربعین در کربلا هستی به این دلداده دل دادن قطعاً کار دلبرهاست به روز حشر این آقاست که آقای نوکرهاست برادرها به قربانش که الگوی بردارهاست اباالفضلی شدم در شأن ما نه، شأن اکبرهاست به دریای ادب از هر کسی برتر اباالفضل است حسین ابن علی هم دلسپرده بر اباالفضل است به زانوی ادب هر چند دریا محضرش باشد لب آقای تشنه جانبِ آبآورش باشد روایتها بر این حرفم گواهی محکم آورده وفاداری هم از نوع وفای او کم آورده روا باشد بمیرم از غمش امروز، فردا نه سر تمکین بر او باید فرو آورد، حاشا نه بر این ماهی که پشت ابر پنهان است، پیدا نه دو دستش از بدن افتاد، از دامان آقا نه لبش خشکید امّا در جنان ساغر به او دادند دو دستش را قلم کردند و جایش پَر به او دادند *** بسوز ای دل بسوز از داستانم غمی آتش زده بر روی جانم امان از شر فامیل حسودم امان از مکر قوم بدزمانم حسین اینجا اسیر و شمر نامرد مسیر مکه را داده نشانم خجالت میکشم از روی زینب خودم را سوی خیمه میکشانم چه بهتر اینکه صد دفعه بمیرم اگر از دشمنم باشد امانم هر آنچه هست هر کس، من همینم هر آنچه گفت مولایم همانم من عباسم، اباالفضلم، امیرم سپاه زینبم، خشم عیانم سپهدارم، علمدارم حسینم اگر تا حشر همینجا بمانم منم شمشیر حیدر در غلافش من آن تیرم که در بند کمانش اگر چه مادرم اُمُّالبنین است ولیکن زادهی زهرا بخوانم فدای چشم مولا چشمهایم فدای دست مولا بازوانم به امید خدا سقای لشکر همیشه سربلند از امتحانم نخوردم بر زمین تا که نشاندند عمودی را به روی استخوانم