نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

هنوز با خودم توو تنهاییام صدات میزنم مگه بشنوی توو دنیایی که یهجنبهش غمه چی بهتر از این غم معنوی یه آدم مثه من چی میخواد از این زندگی موقّت گریزی از این کشمکش نیست به غیر از گریزای روضهت روضهت با ارزشه وقتش الان نباشه کی وقتشه؟ اونم برا من که حالا چی بشه بخواد گریهم بگیره جدایی از تو واسم تصوّر ناپذیره ولو اینکه از سر اتّفاق توجّه کنی بهم کافیه بگم عاشقم دروغه، دروغ بگم نیستم، بیانصافیه سراسیمه دنبال روضهم سراسیمه دنبال اشکم توو قبرم به کارم نمیاد جز اعمال و دستمال اشکم غرق این ماجرام نمیتونم از توی فکرت درآم دنیا همون جایی تموم شد برام که تشنه تورو کشتن همونجا که توو گودال گرفت دورتو دشمن حسین جان، حسین جان، حسین جان..
هنوز نظری ثبت نشده