تشنه لب كرببلا، مزن دگر تو دست و پا
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید1.2K
تشنه لب كرببلا، مزن دگر تو دست و پا ببین ز چشم پر ز خون، آمده ام ز خیمه ها كه گفته تو سپر نداری، ستاره ی سحر نداری آمده ام كسی نگوید، به من كه تو پدر نداری عمو حسین4 صدای تو شنیده ام، ناله ز دل كشیده ام برای بوسه بر تنت، به سر زنان دویده ام عمه مرا رها نمی كرد، مرا ز خود جدا نمی كرد به زیر نیزه بودی و كس، درد تو را دوا نمی كرد عمو حسین4 شبیه دست فاطمه، شبیه شاه علقمه دست دهم به راه تو، به كوری چشم همه ز شربت عشق تو مستم، دل به غم عشق تو بستم ببخش اگر كه لاله گون شد، صورت تو ز خون دستم عمو حسین4