رشتهی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
حسین طاهریپسندیدن73
بازدید38.7K
رشتهی دلهای عاشق پشت این در بسته شد بارِ ما از خانهی موسی بن جعفر بسته شد تا خبر آمد غروب از خانه بیرون میزنند با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم مشتِ مسکینِ درش با کیسهی زر بسته شد آن که از کار پیمبرها گره وا میکند دست و پالش در غل و زنجیر آخر بسته شد یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت تازیانه خورد بر تن، چشم مادر بسته شد کنج زندان خبر از بزم مِی و جام نبود دخترش ثانیهای در ملاء عام نبود سر سجّاده و در حال قنوتش نزدند هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد تیغِ خونین شده با پیروهنش پاک نشد