تا فكر و ذكر من همه دیدار دلبر است
حاج منصور ارضیپسندیدن2
بازدید800+
تا فكر و ذكر من همه دیدار دلبر است من در میان جمع و دلم جای دیگر است من در میان جمع و دلم سمت سامرا آنجا كه اشك زائرش از آب كوثر است دیری است رفته است و دگر برنگشته است دیری است آسمان دلم بی كبوتر است او پیش رو نشسته و من كورم از گناه او میزند صدایم و این گوش من كر است آواره ایم در هیئت و شنیده ایم در روضه احتمال حضورش قوی تر است شاید صدای گریهی آقا بلند شد چون روضه های مادر او گریه آور است در فاطمیه پهلوی او تیر میكشد او نیز زخمیِ غم دیوار و آن در است آقا سری بزن به مدینه نگاه كن كوچه بدون نور تو صحرای محشر است آقا بگو چگونه تحمل بیاورم یك زن كه در مقابل یك فوج لشگر است انگار در گلوی شما بغض میشود آن ریسمان كه بسته به دستان حیدر است اینجا برادران همه در فكر خنجرند شكر خدا كه یوسف ما بی برادر است گرچه پر از گناه ولی در ركابتان آخر شهید میشوم این حرف آخر است