تا صدای غربتت را با گوش جان خود شنیدم
حنیف طاهریپسندیدن3
بازدید1.5K
تاصداي غربتت با گوش جان خود شنيدم از حرم تا قتلگه با كام عطشان مي دويدم مست مستم اي عموجان با تو هستم اي عموجان "اي قبله مرادم، عمو برس به دادم" *** تو سراپا غرق خوني من سراپا رنج و دردم آمدم اي شمع سوزان تا كه من دورت بگردم غرق شور و اشك و آهم سينه ی تو قتلگاهم من مرد اين جهادم عمو برس به دادم "اي قبله مرادم، عمو برس به دادم" *** گرچه من طفلم ولي از جام عشقت مست مستم غم ندارم اي اميرم گر جدا گردد دو دستم تا به من نگاهت افتاد دست من به راهت افتاد من حسني نژادم عمو برس به دادم "اي قبله مرادم، عمو برس به دادم" ***