تا تو به دل نظر کنی دیده پر آب میشود
سید محمد نبویپسندیدن5
بازدید200+
تا تو به دل نظر کنی، دیده پُر آب میشود حال خراب میشود، سینه کباب میشود تا تو نظر نیفکنی، حال بکاء نمیرسد آدم اگر دعا کند، بیتو جواب میشود کاش خداییام کنی، کربوبلاییام کنی در طلب جمال خود، کاش فداییام کنی * * * * هر کسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین هر کسی گم میشود را میکند پیدا حسین دستگیری میکند از عاشق بیدست و پا مینشانَد نوکر آلوده را بالا حسین بر کسی دل بستهام که دل نبسته بر کسی از همه دل کندهام در این جهان اِلّا حسین بارها گفتهام نمیبخشد ولی بخشید و گفت: بارِ آفت خوردهات را میخرد یکجا حسین لنگ دیدار خدا بودهام که بِین روضهها وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین هم امامت، هم قیامت، هم شفاعت میکند روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین من فدای دختری که در خرابه بود و گفت: با همان لکنت به سختی چندتا بابا حسین خوردم از این و آن مشت و لگد، حالا بگو: که شدم من پیرتر یا مادرت زهرا؟ حسین * * * * سیلی از دست حرامی خورده است ارث از مادربزرگش برده است دور او را لشکر ظلمت گرفت شمر مویش را چه بیحُرمت گرفت من بمیرم طفل را وحشت گرفت آنقَدَر ترسید تا لکنت گرفت * * * * کار در دست دختر ارباب ماست ناز دختر پیش بابا خوب غوغا میکند ناز دختر بچه را شمر و سنان بر هم زدند استخوان گونه با سیلی ترک وا میکند * * * * یک ماه میشود که نبوسیدهای مرا قربان روی ماه تو، روی مرا ببوس زنجیرها گلوی مرا زخم کردهاند ای مرهم رقیه، گلوی مرا ببوس عمو که رفت خداحافظی نکرد بابا اگر که دیدی عموی مرا ببوس