بین یک مشت شغال و بوف است
مهدی اکبریپسندیدن5
بازدید400+
بین یک مشت شغال و بوف است دشمن از صید خودش مشعوف دارد فقط انگشترِ او کم نشده چند عضو بدنش محذوف است حجم گودال پر از خون شده است ظرف کوچکتر از این مظروف است سرّ هستیست چرا پس اینقدر روضههای بدنش مکشوف است ترسم این گرگ تو را زجر دهد شمر خنجر زدنش معروف است بر شهیدان کفن اینجا جرم است روسری داشتنش موقوف است روی یک نیزه نشسته است و هنوز چشمهایش به حرم معطوف است