بین چشمم شروع خواهد شد
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید700+
بِین چشمم شروع خواهد شد فصل باران نم نمت آقا رو سپیدم سیاه پوشیدم در هیاهوی ماتمت آقا مادرت بِین هر حسینیه ناله سر داده از غمت آقا همهجا بوی سیب پیچیده با شروع محرّمت آقا من به تو وصل میشوم اینجا مثل نخلهای پرچمت آقا همه جا بر کتیبه خواهم دید نقشی از اسم اعظمت آقا از عنایات گریه بر تو شدم بِین این روضه محترم آقا جان عالم فدای زخم تنت که شده اشک، مَرحمت آقا بِین اوراق مقتلت به خدا همه جا تشنه دیدمت آقا دشنه و تیر و نیزه خواهد بود علّت جسم دَرهمت آقا لحظهی رونمای پیرهنت میشود عرش هیئت الزّهرا یا بنیّ شروع شد روضه قَتَلوک غریبُ عطشانا نوکرت پیرُهن به تن دارد تو نداری کفن به تن آقا کاش میشد به جان ما میخورد آتش خیمههای عاشورا نگران بودی از نوامیست نگران کشتنت حرامیها نیزهها از تنت چه میخواهند بدنت نیزهزار شد آنجا بِین یک دشت تیر رو به زمین میرود آه خواهرت بالا ******* تنهایی، روی خاک داغ این صحرایی با لب تشنه لب دریایی تنهایی مظلومی زیر تیغ و نیزه هم آرومی از یه قطره آب هم محرومی مظلومی تو قتلگاه صورتت رو زمین گذاشتی بمیرم برای اون لحظهای که نفس نداشتی بمیرم آه، کشتن تو رو بی گناه کشتن بدحالی با تن خسته توی گودالی همه اومدن عجب جنجالی بدحالی دلتنگی بی رمق شدی ولی میجنگی روی پیشونیت نشسته سنگی دلتنگی بشکنه دستی که آقا پیرهنت رو درآورد تو اون شلوغی گودال عقیقتو ساربان برد آه، رفتند رو تن تو راه رفتند حسین