بین جنجال تو رو جا گذاشتمت میون گودال
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن5
بازدید4.5K
بِینِ جنجال تو رو جا گذاشتمت میونِ گودال زیرِ دست و پای لَشکر شدی پامال دیدمت تو قتلگاه که رفتی از حال تا حَرَم سوخت دویدم به خیمهها و پِیکرم سوخت بِینِ شُعله مَعجر و موی سَرَم سوخت شد قیامتی به پا و چادرم سوخت خولی و زَجر و شمر و سَنان و اون اِبنِ سَعدو، اون ساربانو نمیبخشم نمیبخشم ضَربِ لَگد رو، اون ضَربِ دستو اون خندهها رو، اون مردِ مَستو نمیبخشم نمیبخشم وای حسین، وای حسین... نانَجیبا اومدن با تازیونه سمتِ زنها دخترا میدَویدن به روی خارا مارو بِینِ سحرا دیدن تَک و تنها شد قیامت اومدن تو خیمهها به قَصدِ غارت به مُخَدَّراتِ خِیمه شد جسارت شدیم آماده برا رَختِ اِسارات کوفه و شام و سنگهای بام و رقصیدنا رو، بَزمِ شرابو نمیبخشم نمیبخشم تَشتِ طلا رو اون خِیزَرانو اون که ماها رو، میداد نشونو نمیبخشم نمیبخشم وای حسین، وای حسین... **** آنکس که زد نِقاب حلالش نمیکنم آنکه نداد آب، حلالش نمیکنم