بیابان بود، غرق یاس شد دامان گلزارش
حاج منصور ارضیپسندیدن7
بازدید200+
بیابان بود، غرق یاس شد دامان گلزارش زمین تا گفت یا زهرا برای اولین بارش زمان امتحان پس دادن این زن مشخص نیست ببین در رفته از دست دقایق ثبت آمالش تمام چرخ خلقت به زهرا بستگی دارد و بی او چه گلهها که نمیافتد در کارش به قدر فاطمه عقل تکامل قد نخواهد داد شبیه لیلة القدر است، نا پیداست اسرارش ترقی کردن پیغمبران در محضر زهراست نبی حس میکند معراج را هنگام دیدارش مقام فاطمه نور است، شب را کور خواهد کرد خدا لعنت کند هر کس که خواهد کرد انکارش مناجات است این وحی است این سردرنیاوردیم در این مکتب شده جبریل هم شاگرد گفتارش ادب از خلق و خوی فاطمه غرق تحیر بود زبانزد شد برای اهل عالم حسن رفتارش حجاب قدسیه زهرا یهودی را مسلمان کرد قسم بر چادر خاکی از اعجاز سرشارش عجب تقدیر زیبایی است، زهرا مادر ما شد اگر روزی بپرسی نسبت ما با حسینش چیست بدون لحظهای تردید میگوییم گرفتارش صدایی درنمیآید، کاش سائل پشت در باشد دم در میرود یار ولایت، حق نگهدارش وجود حوریه نازکتر از مرگ گل یاس است کدامین عقل باور میکند دادند آزارش اجازه هست تا راحت بگویم مادر ما سوخت میان شعله گیر افتاد با آن وضع دشوارش رد مسمار افتاده است روی سورهی کوثر زمان غسل خون تازه میآید از آثارش