بی تو این شب، شب غمبار مرا خواهد كشت
حاج منصور ارضیپسندیدن6
بازدید800+
بی تو این شب، شب غمبار مرا خواهد كشت بی تو این شهر دل آزار مرا خواهد كشت عاقبت این همه آوار مرا خواهد كشت حتم دارم غمت این بار مرا خواهد كشت نه كه یك بار كه صدبار مرا خواهد كشت باز كن پلك كه در خانه خجالت نكشم از نفس های غریبانه خجالت نكشم بی تو از آه یتیمانه خجالت نكشم شانه ای زن كه از این شانه خجالت نكشم لرزش دست تو این بار مرا خواهد كشت چقدر زخم كه از دست فلك خوردی تو چه شد آیینه كه با سنگ، محك خوردی تو شیشه بودی كه به یك باره ترك خوردی تو من بمیرم سر من بود كتك خوردی تو نه تو را این همه آزار مرا خواهد كشت با كه گویم تن بیمار چرا خونین است؟ سرفهی خشك تو هر بار چرا خونین است؟ انتهای نوك مسمار چرا خونین است؟ با كه گویم در و دیوار چرا خونین است؟ زخم این سینهی خون بار مرا خواهد كشت قاتلت گفت كه دشمن شكنش را كشتیم خوب شد پای علی سینه زنش را كشتیم نه فقط او به كنارش حسنش را كشتیم گفت با خنده ببینید زنش را كشتیم این همه خندهی انظار مرا خواهد كشت آه از آن روز كه كارم به تماشا افتاد من زمین خوردم و بی بی من از پا افتاد رد پایی به روی چادرت آنجا افتاد ضربه ای آمد و بر بازوی تو جا افتاد وای این روضهی دشوار مرا خواهد كشت قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد، میزد تازه میكرد نفس را و مجدد میزد وای از دست مغیره چقَدَر بد میزد جای هركس كه در آن كوچه نمیزد، میزد میروی زخمی و زخم دل من میماند راز سر بسته ی چشمان حسن میماند كفنت میكنم اما دو كفن میماند كهنه پیراهن و یك پاره بدن میماند پسرت بی سر و دستار، مرا خواهد کشت خواهرش داد كشید، پیراهنش را نكِشید مادرش آمده گودال، تنش را نكِشید آی نامرد، حرامی، بدنش را نكِشید نشِكَن ساقه ی نیزه، دهنش را نكشید روضه لب های ترك خورده مرا خواهد كشت