بگو زبخشش آلودهها خبر بزنند
مسعود پیرایشپسندیدن4
بازدید19.4K
بگو ز بخشش آلودهها خبر بزنند دوباره نوبت بیچاره هاست، در بزنند صدای وا شدن میکده می آید باز حواله شد مِی ما را به چشم تر بزنند دلِ شکسته برای فقیرها گنج است گذاشتیم که مردم به ما ضرر بزنند یکی صدای مرا تا طبیب ها ببرد ثواب دارد اگر به مریض، سر بزنند اگرچه یک شبه، حاجات ما روا شده است من آرزو به دلم مانده یک تشر بزنند چه میشود که گداها همین شب اول دم ضریح علی نالهی سحر بزنند همیشه آرزوی بچه های بد این است یکی دو بوسه روی صورت پدر بزنند حرم ببر، نبری باز می رویم از دست چه میشود دَله ها پرسه دور و بر بزنند علاج درد مریض حسین، کربو بلاست حسین گفته به جانهای ما شرر بزنند هزار و نهصد و پنجاه ضربه را میشد مگر به پیکرِ بیجانِ یک نفر بزنند؟ کنار فاطمه که دست، بر کمر دارد نشسته اند همه نیزه بر کمر بزنند به سنگ ها حرجی نیست، پیرمردان هم … خمیده اند عصاهای بیشتر بزنند قرار بود که دور از حرم شهید شود نه اینکه خواهر او را همان قدر بزنند