بگدار کمی عرض ارادت بنویسم
امیر برومندپسندیدن8
بازدید1.2K
بگذار کمی عرض ارادت بنویسم دور از تو و با نیّت قربت بنویسم سجادهی شب پهن شده، حَی عَلی شعر بگذار برایت دو سه رکعت بنویسم بگذار که ده مرتبه در ظلمت این شهر یا هادی و یا هادیِ امت بنویسم شاید که چنان رود سر راه بیایم بر صفحهی صحرای جنون خط بنویسم مقصود من از، یا من ارجوه رجب ها غیر از تو، که را وقت عبادت بنویسم؟ با ذرهای از مهر تو، ای چشمهی خورشید از نور تو، تا روز قیامت بنویسم با این همه آلودگی، ای آیهی تطهیر از سورهی انفاق و کرامت بنویسم برداشته باد از رخ تو پرده و من نیز بی پرده برای تو روایت بنویسم شیر آمده از پرده برون با نَفَس تو تا من هم از این رتبهی خلقت بنویسم تو ضامن شیر و پدرت ضامن آهوست حق دل من نیست که حسرت بنویسم من شاعر چشم توام، المنّة لِلّه پس می شود از روی بصیرت بنویسم هر لحظه چنان لاله بر افروختم از داغ هر آینه از درد به حیرت بنویسم از غفلت ما بوده که کرکس شده، شاهین پس با قلم شرم ز غفلت بنویسم از سنگ زدن بر دل آیینه بگویم از سوختن پردهی حرمت بنویسم دست و قلمم نه، دهنم بشکند امروز چیزی اگر از حد جسارت بنویسم من آمدهام نقطه سر خط بنویسم از جامعه، از شرح زیارت بنویسم ای مَهبَط وحی، ای نفست معدن رحمت بگذار که از چشمهی حکمت بنویسم حالا که تویی راه رسیدن به خداوند این قافیه را نیز هدایت بنویسم ای دهمین ذکر مجیبّ الدعواتم مضطرم و بگذار که حاجت بنویسم حالا که نوشتند، و کُنتُم شُفَعایی بگذار ز اسباب شفاعت بنویسم از خون گلویی که به قنداقه نشسته از دست قلم گشتهی غیرت بنویسم من آمدهام، نقطه سر خط بنویسم از مردم نامرد شکایت بنویسم از زهر جگر سوز نوشتم جگرم سوخت از تشنگیات وقت شهادت بنویسم از رفتن با پای پیاده پی مرکب از ماندن در هُرم حرارت بنویسم شب، بزم شراب، آیهی تطهیر، تعارف باید چقدر ذکر مصیبت بنویسم امشب چقدر سامره نزدیک به شام است کوتاه شده فاصله راحت بنویسم از روی سرِ بر سر نی روضه بخوانم از کبودیِ اسارت بنویسم هشتاد زن و بچهی در سلسله بسته هر سلسله را غرق جراحت بنویسم سخت است سه ساله وسط بزم پیاله سخت است که از چشم حقارت بنویسم من آمدهام نقطه سرخط بنویسم برمنتقمش نامه دعوت بنویسم