بهر دیدار تو در تاب و تبم
ابوالفضل بختیاریپسندیدن1
بازدید400+
بهر دیدار تو در تاب و تبم ای عمو جانم رسیده بر لبم *** میرود از تن مرا جان ای عمو ای عموجان ای عموجان ای عمو *** غرق خون افتاده بین دشمنان قاسمم نبود تو از اعدا امان *** قصد فریادم عموی مهربان *** ای عموجان دستُ از دشمن بدار تا مرا سازی ازین میدان کنار *** جسمم از زیر سم اسبان برار *** غرق در خون کردُ از جا پیکرش پر شد از خونُ دو چشمان ترش