به گریههای یتیمانهی گدایانت
مسعود پیرایشپسندیدن6
بازدید300+
به گریههای یتیمانهی گدایانت... (اراده کن برسد دست ما به دامانت)۲ (بریدهایم ز شهر و به خاک راه زدیم به این امید که باشیم در بیابانت)۲ (گناه کاری ما خشکسالی آورده)۲ نمیرسد به نفسهای شهر، بارانت اتونو ملئت باالحرامم شدهایم که نیستیم زمان عمل مسلمانت چقدر گریهی یعقوب شب به شد برسد ولی تو راه نیوفتی به سوی کنعانت (ز ره نیامدی و جمعه جمعه پیر شدم) عذای حضرت صادق رسیده آقا جان فدای شال عزا و دو چشم گریانت بازم آتش، آزار خدا رحم کند فاطمیه شده تکرار خدا رحم کند (دید تا سوخته در بازهم افتاد آقا)۲ یاد آن شعله و مسمار خدا رحم کند بابِ آمرزش مارا به چه حق ابن ربیع میبرد مثل گنهکار خدا رحم کند **** دل شب پای برهنه پِی مرکب راهیست آبرو دارِ زمین نقش زمینمیگردد وسط کوچه به کرار... بازم یه پیرمرد با اشک و ناله و آه و درد باز هتک حرمت و کوچهها قلب مهدی رو پر غصه کرد شبونه اومدن باز یه خونرو آتیش زدن باز تکرار کابوس و عذاب اشک زهرا و داغِ حسن میون شعلهها، تو غربتِ خزون شیخ الائمه رو بردن کشون کشون یه عده بیحیا، میان خاک و خون شیخ الائمه رو بردن کشون کشون **** (میکشی نازمو درِ گوشی میگم رازمو اون روزی تو بازار شام دیدم چادر نمازمو)۲ شبا بیدارمو درده دوریتو دارمو راستی باباجون میبینی این لخته خون جای گوشوارمو (اینقدر منو زدن کبوده دست و پام)۲ از فرط تشنگی تار میبینه چشام میخوام باشم منم، مثل تو بیکفن (به موقع میرسی، برای دفن من؟)۲