به گریه های یتیمانه گدایانت
حسین طاهریپسندیدن13
بازدید7K
(به گریههای یتیمانهی گدایانت اراده کن برسد، دست ما به دامانت) ۲ بریدهایم ز شهر و به خاکراه زدیم به این امید که باشیم در بیابانت گناهکاری ما خشکسالی آورده نمیرسد به نفسهای شهر بارانت چقدر گریهی یعقوب شب به شب برسد ولی تو راه نیفتی به سوی کنعانت ز ره نیامدی و جمعه جمعه پیر شدند تمام پیر غلامان ز داغ هجرانت عزای حضرت صادق رسیده آقاجان فدای شال عزا و دو چشم گریانت (برات کرب و بلا را بیا محبّت کن) ۲ به حقّ خشکی لبهای جد عطشانت