به چه دردی بخورد
حاج عبدالله باقریپسندیدن7
بازدید4.2K
به چه دردی بخورد بیتو پسر داشتنم چه کنم بعد تو با داغ جگر داشتنم نه پسرهای مناند این دو نه خواهر زاده به تو سوگند که هستند دو حیدر زاده تیغِ آماده رویِ دامنشان است ببین (حِرزِ یا فاطمه بر گردنشان است ببین)2 این دو پولادِ جگر تافته یعنی زینب این دو سرباز و دو سرباخته یعنی زینب بر سر عهد تو هستیم و همان خواهد شد خواهرت مَرد شود این دو جوان خواهد شد یارِ بییار رسیدم که دلت غم نخورد آمدم در دلِ تو آب تکان هم نخورد دست یاری به علمدارِ حرم آوردم پیشِ تو بر سرِ دوشم دو عَلم آوردم دو سپاه حرمِ فاطمه را میبینی ذوالفقارِ دو دَمِ فاطمه را میبینی به درِ خیمهی امّیدم امید آوردم تا که ردم نکنی موی سپید آوردم