به پیش پای مهمان ذبح باید کرد قربانی
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید200+
به پیش پای مهمان، ذبح باید کرد قربانی تو امشب آمدی بابا چرا با سر به مهمانی همیشه دخترِ خود را پدر گیرد در آغوشش پدر را من گرفتم در بغل با دست لرزانی نبوسیدی مرا رفتی نه در آغوش بگرفتی مرا حسرت به دل تا کی به هر شهری بچرخانی به هر بازار دختر را پدر باید بگرداند چرا با سر مرا در کوچه و بازار گردانی به هرجا پوششم مانند عمه خوب و کامل بود کشیدند از سرم معجر سنان و خولیِ جانی نمازم را که میخواندم به راهب هم دعا کردم تو با سر لااقل رفتی شبی بی من به مهمانی تو گیسویت پر از خاکستر و هم لختهخون بوده به دقت شستشو داده سرت را مرد نصرانی به لب های تو چوب خیزران کوبید معلوم است که حتی نیست سالم در دهانت هیچ دندانی