به هر جایی که یاد یار خاطر خواه افتادی
حاج منصور ارضیپسندیدن8
بازدید300+
به هر جایی که یاد یار خاطر خواه افتادی به همراه زن و بچه به مقتل راه افتادی دَمِ گودال یاد روضهی جانکاه افتادی لبت خشکید، یاد کام خشک شاه افتادی سر هر سفرهای که آب را دیدی، غضب کردی محرم را به پا در نیمهی ماه رجب کردی به کام تلخ از تأثیر اَحلیٰ مِن عسل گفتی به یاد قد و بالای علیاکبر غزل گفتی گرفتی تنگ، یاد اصغرت را در بغل گفتی اَجَل را خواندی و هی العجل، هی العجل گفتی شبت را روز با غم، روز را با گریه شب کردی محرم را به پا در نیمهی ماه رجب کردی سرش بر نیزه و دلخسته از این فاصله بودی سرِ بازار هم در مرکز این قافله بودی خودت نیلیترین زن در میان قافله بودی به روی ناقه هم گرم نماز نافله بودی به چشم خویش قرآن را به زیر دست و پا دیدی تن بیسر به گودال و سر از تن جدا دیدی ز هم پاشیده جسمش را به نعلها دیدی به شام و کوفه رفتی، بعد از آنکه کربلا دیدی فراموشت نکردی لحظهای گلهای زهرا را کمک کردی رباب و نجمه و کلثوم و لیلا را به هر جا سر دیدی، زنده کردی یاد سقا را به هر جایی که دیدی بر فراز نخل خرما را کشیدی آه، یاد لقمه و نان و رطب کردی محرم را به پا در نیمهی ماه رجب کردی