نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

به میدان شَهِ لافتیٰ میرسد وَ شمشیر شیر خدا میرسد اَلا الفرار، الفرار، الفرار به خشم آمده حضرت ذوالفقار شکوه فَتَحنا ز پا تا سرش که زانو زند کوه در محضرش اسیر نگاه خدا اوست، اوست زند بند بندش صدا دوست، دوست او چشم حرم، او دست خدا سرمست حسین، سرمست خدا جان در کف دست، در روز بلا عباس علمدار رشید کربلا همیشه زندهای تو ای یل دلیر کربلا سلام ای عَلَم به دوش، سلام شیر کربلا شیر حاملُ اللِواء، سلام شیر کربلا سلام اسوهی وفا، سلام شیر کربلا سلام شیر کربلا ...
هنوز نظری ثبت نشده