به صحرا سپردم دمی جای زینب
محمدحسین پویانفرپسندیدن3
بازدید500+
(به صحرا سپردم دمی جای زینب کمی خواهری کن که ای وایِ زینب دلم سوخته ای خاک نمانده توانی برادر نداری غمم را بدانی) ۲ به خاک و خون کشیدنش نیزه کشیدم از تنش سلام من بر آن شهیدی که رو به آب کشتنش پیش رباب کشتنش غریبتر از او ندیدی به قبر تو ای یار نوشتم بخوانی خداحافظ ای عشق وداع ای جوانی بههم ریخته مویت که آن شمر نامرد ز تن پیر و همراه ز بالا درآمد تویی تموم ماجرا که رفته ای ولی مرا به حال خود نمیگذاری صدای قلب من چرا غمت نمیکشد مرا چرا هنوز ادامه داری ببین ضربهای نور از این دیده برده تو را گم نکردم سرم نیزه خورده رسیدم به گودال نشسته نشسته نفس میزدی با دهان شکسته کتف غلاف خوردهام سر شکاف خوردهام تو را به یاد مادر انداخت سینه چاک چاک تو دهان پر ز خاک تو شرر به جان مادر انداخت