به سمت در اومد مغیره با هیزم
محمدحسین حدادیانپسندیدن15
بازدید600+
به سمت در اومد، مغیره با هیزم نالهی من گم شد، تو خندهی مردم در روی تو افتاد، نالهها ممتد شد تو رو زدن اما برا علی بد شد چشمام و وا کردم دیدم پر از خونی..... (غلاف شمشیر و بازوی یار من) ۲ مغیره میخنده به ذوالفقار من با گوشهی چادر، اشک تو پاک کردم آرزوهام و من همونجا خاک کردم (با آتیش اون در، تو سوختی و ساختی) ۲ روی من و محسن عبات و انداختی دلا کجا رفتهست؟ این روضهی مادر عبا میشه تابوت برا علیاکبر کربوبلایی شد، دلای زهرایی چه اِرباً اِربایی، چه اِرباً اِربایی بازم یه جا دیگه، عبا به کار اومد حرمله وقتی که تیر سهشعبه زد علی رو تا خیمه، زیر عبا آورد رباب همونجا مُرد، رباب همونجا مُرد حضرت زهرا به این روضه حساسه تیر خلاص من روضهی عباسه چجوری تا خیمه تو رو بیارم من؟ اندازهی قدِّت عبا ندارم من * * * * آرزوهایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد کوه رویاهای من از بعد رفتنت خراب شد من میخواستم وایستی رو پای خودت، نه روی نیزه همه دنیام و میدم تو بغلم باشی یه لحظه * * * * سنان مست، مشعل به دست، داره میره خیمهها اونکه روی سینه نشست، داره میره خیمهها یزید مست، چوب به دست، هی میزد تُو صورتت سه چهارتا دندونت شکست، داره میره به خیمهها * * * * بیرحم بددهن با عمهم اینجوری حرف نزن همهش من و کشید شبیه وحشیا همهش میگم عموجون زجر رو نبخشیا مویش رو گرفت حرمله به زور النگوش و گرفت * * * * از علیاکبر به صورت اصغر است لیک در معنا علیِاکبر است * * * * غروبی گریه میکردم به یاد دخترم بودم اگر نامه ندادم غیر خون اینجا مُرکب نیست کتک خوردم، دمادم خون دل خوردم ولی این چهاردهسال هم یک روز زینب نیست ******** (خلاصه اینکه این شبها نگهبان بدی دارم) ۲ همه اینها به جای خود، زندانبان مؤدب نیست