به سرم زده دوباره اشکم برات بباره
امین قدیمپسندیدن17
بازدید900+
به سرم زده دوباره اشکم برات بباره غیر حسین چه اسمی اشکمو درمیاره میرسم به تو اگر که فاصلهها بذاره خونم به پات بریزم قابلتو نداره (درسته که از گناه خیلی دلم سنگ شده به جونِ تو دل که نه، جونم برات تنگ شده) ۲ (تَهِ دلتنگیام کربلا شب جمعه کجام؟ کربلا) ۲ ولی این آرزوی منه زیر بارون بیام کربلا (۲) تو هیچکسیو از خونت جواب نمیکنی عذاب کشیدی هیشکیو عذاب نمیکنی میخواستی دست شمرو هم بگیری از کَرَم تو سرپناهِ هیچکسو خراب نمیکنی(۲) **** خدا اشکی که داده از سرمم زیاده این به تو دل سپردن، آخر اعتقاده میخونم صاف و ساده اسمت رو بی اراده هیشکی شبیه تو نیست آقای فوقالعاده نفسی که میکشم بی تو چه بی ارزشه (من کم بشم تا یه مو از سر تو کم نشه) ۲ نفس حرومه بی تو من نفس نمیکشم من از خونت یه لحظه پامو پس نمیکشم خوابم نمیبره جنون میگیره جونمو رو عکس کربلا شبی که دست نمیکشم(۳) حسین... **** ای از همه لبتشنهتر آهستهتر آهستهتر مرو تنها حسین... روحم هر شب مثل زینب پروانهی گلزار ضریحه سِرّ شوری، فوقِ نوری دست خدا معمار ضریحه کوه دردی، تو چه کردی که دل عاشق بیتابه جبرئیلم مثل ما تو جانمازش مُهر کربلاته نگام کبوتر نگات، پر میزنه دلم برات آرزومه خاکم کنن، با تربت کرب و بلات حسین آقام آقام آقام... اُمُّ البنین ،یا اُمُّ البنین... چه خوش اقبال هستم، که شده گرفتار به زلف پریشان و به اَبروی یار به تمثالش بنگر که چه دلنشین است یل اُمُّ البنین علمدار علمدار اباالفضل... رقیه...