به زهرا به حیدر، به آل پیمبر، به جانِ رضایت
سید امیر حسینیپسندیدن18
بازدید17K
به زهرا به حیدر، به آل پیمبر، به جانِ رضایت ای بابالحوائج ای موسی بنِ جعفر خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شبها در حَرمت یادم کن تا به ابد نمیکِشم منّت عالمین را من که گدای هر شبم سفرهی کاظمین را خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شبها در حَرمت یادم کن به طه، به یاسین به کوثر، به فرقان گره خورده کارم وا کن از کارم گره به جانِ سلطان سکوتم فریادم کن، فنایم ایجادم کن مسافرِ صحن گوهرشادم کن نگاهی از سیاهچال، بر منِ روسیاه کن فقیر و خسته آمدم جانِ رضا نگاه کن تا به ابد نمیکِشم منّت عالمین را من که گدای هرشبم سفرهی کاظمین را خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شبها در حَرمت یادم کن به دستانِ زخمی، به دستانِ بسته به دنیا به محشر، هستی تو امید هر دل شکسته منم من، قربانِ تو، گدای احسان تو از سینهزنانِ ایرانِ تو از دلِ مشهدالرّضا تا دلِ شهر کاظمین ذکر عزادارِ تو هست: و سلامٌ علی الحسین **** یار حسین، دلدار حسین ای سیّد و سالار حسین جان حسین، جانان حسین عالَم سنَه قوربان حسین