به زهرا به حیدر به آل پیمبر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن20
بازدید21.5K
به زهرا به حیدر، به آل پیمبر، به جانِ رضایت ای بابالحوائج ای موسی بنِ جعفر خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شب ها در حَرمت یادم کن تا به ابد نمیکِشم، منّت عالمین را من که گدای هر شبم، سفرهی کاظمین را خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شبها در حَرمت یادم کن به طاها به یاسین، به کوثر به فرقان گره خورده کارم، وا کن از کارم گره به جانِ سلطان سکوتم فریادم کن، فنایم ایجادم کن مسافرِ صحن گوهرشادم کن نگاهی از سیاهچال، بر منِ روسیاه کن فقیر و خسته آمدم، جانِ رضا نگاه کن خرابم آبادم کن، اسیرم آزادم کن این شبها در حَرمت یادم کن به دستان زخمی، به دستان بسته به دنیا به محشر، هستی تو امید هر دل شکسته منم من، قربانِ تو، گدای احسان تو از سینهزنانِ ایرانِ تو از دل مشهدالرضا، تا دل شهر کاظمین ذکر عزادارِ تو هست، و سلامٌ علی الحسین السَّلامُ علی الحسین، و علی علیِ ابن الحسین و علی اولاد الحسین، و علی اصحاب الحسین