به زمین خوردهام بال و پری نیست مرا
سیدرضا نریمانیپسندیدن6
بازدید100+
به زمین خوردهام و بال و پَری نیست مرا طاقت و حوصلهی بیشتری نیست مرا هم برای حرم کربوبلا دلتنگم هم به جز بار گناهام، ثمری نیست مرا من خجالت زدهام چون که در این راه به جز دل آلودهی من، همسفری نیست مرا با خبرها به حضورش برسند و نرسم فکر دنیایم و از او خبری نیست مرا گریهی نیمه شبی باعث دیدار شود کاهلم، گریهی وقت سحری نیست مرا عَهد خواندم اَرِنی گفتم و غافل که جواب لَن تَرانیست اگر چشم تَری نیست مرا جز در خانهی او هیچ دری باز نشد دور از او به جز دربهدری نیست مرا هر نفس سوی اَجَل میرَوَم و ترسم از آن که مبادا به حَریمش گذری نیست مرا من پشیمانم و شرمنده ز اعمال خودم غیر اشکم سند معتبری نیست مرا ****** همیشه اربعین دارد نشانی از بهار تو خدایت خلقمان کرده برای روزگار تو به پیچ و تاب گیسوی پریشانت گره خوردم که باید سرنوشت من بِچَرخد با مدار تو اگر چه پای داغت بر سر و صورت زدم اما فقط زهراست بین روضههایت بیقراره آقا