به روی چادر من جای پای قاتل توست
امین قدیمپسندیدن25
بازدید13K
به روی چادر من جای پای قاتل توست لگد به روی لگد بَر تَنَم نثاره شده دَم غروب به آتشگرفتهای گفتم بِدو عزیز دلم موقع فرار شده میان آنهمه نامَحرمان خودت دیدی چگونه خواهرت بَر ناقهای سوار شده سرِ تو را سرِ بازار بسکه رقصاندَند گلوی خشک تو دیدم که تار تار شده زنان کوفه همه سنگباز قهّارند چقدر رأس تو با سنگها شکار شده میان بَزم شراب آمدم به دنبالت یکی به طعنه صدا زد: ببین چه خوار شده حرامزادهای از دختران کنیزی خواست از آن به بعد سکینه گلایهدار شده حسین جانم... ***** اَلا مادر بمیره، زیر پای نیزهداری اَلا مادر بمیره، زیر سُمّ سُتورانی اَلا مادر بمیره، که نشسته روی سینه اَلا مادر بمیره، کُشتهی اِرباً اِربایی گلایه از کمان و تیر دارم بیا پایین ز نیزه شیر دارم دو دستم را درون آب بُردم حلالَم کن، نبودی آب خوردم حسین جانم...