به خاک پای خودت التفات داری تو
حاج منصور ارضیپسندیدن9
بازدید5.1K
به خاک پای خودت التفات داری تو مرا به حال خودم وانمیگذاری تو خودم به کار وصالم گره میاندازم ولی به فکر گره وا شدن زِ کاری تو تمام ثروت سائل جز التماس که نیست عطا کنی، نکنی، صاحب اختیاری تو کویر خشکم و تو مهربانتر از باران همیشه وقت سحر بر سرم بباری تو نشسته برف زمستان عمر بر مویم دلم خوش است که میآیی و بهاری تو هنوز دیده به راهت نشسته شاهِ نجف شکوهِ غیرتِ زخمیِ ذوالفقاری تو هنوز مادرت از درد ناله دارد و آه برای زخم تنش مرهمی بیاری تو زمان روضه گرفتن میان خیمهی خویش دو یادگار به دامان خود گذاری تو لباسِ غارتی و خاکِ چادرِ خاکی برای گریه بهانه زیاد داری تو به یاد چادر پامال و پیکر عریان به یاد چکمه و آن نعل دَهسواری تو