به جز غمت آقا غمی تو سینه نیست
محمدحسین حدادیانپسندیدن31
بازدید3.6K
((به جز غمت آقا، غمی تو سینه نیست)۲ تو این روزایِ حج، (کسی مدینه نیست)۲)۲ (مادر برات گریه میکنه حسن برات سینه میزنه آهای بقیع نرفتهها وقتِ مدینه رفتنه)۲ (گفتی که تو مِنا، برایِ تو آقا روضه به پا کنن، روضهیِ کربلا)۲ غریب آقام آقام، ای آقام ... *** (با زَهرِ کینه وای میسوزه پیکرش)۲ اومد عیادتش با گریه مادرش ای یادگارِ کربلا زهرا اومد با اشک و آه مثلِ همون غروبی که اومد میونِ قتگاه دیدی که جدتو، چهجور به خون کشید دوازده ضربه زد، تا که سَرو بُرید غریب آقام آقام، ای آقام ... *** ((بارونِ اشکِ تو، پر از حکایته)۲ هنوز رو شونههات جایِ اسارته)۲ زندگیه برات عذاب یه عمره که نداری خواب مگه آخه یادت میره زینب و مجلسِ شراب دیدی که شامیا، با اهلِ بیت بَدَن رقیه و تورو، چهجور کتک زدن غریب آقام آقام، ای آقام ....