به تازه کردن اندوه من می آیند، آه
میثم مطیعیپسندیدن0
بازدید100+
به تازه کردن اندوه من میآیند، آه مسافران که هر از گاه میرسند از راه نمانده است تو را هیچ یاد یار و دیار نمانده است مرا هیچ غیر آه ونگاه نشسته است به راهت هزار چشم سپید تو دل به راه ندادی هزار سال سیاه من آه میکشم و باز بیشتر شده است مه زمین و دم آسمان و هالهی ماه حساب روز و شب و سال و ماه دستم نیست تو خود به یاد بیاور قرار خود را گاه گمان مبر که دمی بی تو زنده خواهم ماند به عزّت و شرف لا اله الّا الله هزار سال گذشته ز رفتن لیلی هنوز مردم صحرا نشین سیه پوشند