بنشین با تو بگویم زینب
حاج موسی رضاییپسندیدن9
بازدید800+
بنشین با تو بگویم زینب غمِ دل با تو بگویم زینب بعد من قافلهسالار تویی خواهر من دختر حیدرِ کَرّار تویی خواهر من خون ما جمله در این دشتِ روان خواهد شد خولی و شمر به ما دشمنِ کین خواهد شد خواهر من خواهرم، اکبر و عباس و علی اصغر من هدفِ نیزه و پیکار جفا خواهد شد خواهر من جمله یاران حسین در سفر کربُبلا سر به کف، جان به رَهِ دین خدا خواهد شد خواهر من خواهرم خون شهیدان به بیابان بلا جوشنده و پُر شور و شرَر خواهد شد خواهر من حسین حسین حسین... چون که با دجله و با نهر فرات آمیزد خواهرم خوب نگر تا که چهها خواهد شد خواهر من موج طوفنده و برّان و چو هزاران شمشیر بیامان بر سر عدوان خدا خواهد شد خواهر من بعد من خواهر من باز نما قصهی ما چو زبانت سپر آلِ عباء خواهد شد خواهر من چون که بر نِی سر پُر خون حسینت بینی خواهرم صبرو نما ظلم فنا خواهد شد خواهر من اهلبیتم همه در سوگ پدر میگریند اُمِّکلثوم در آن دَم به نوا خواهد شد خواهر من گَر تو را مضطر و نالان و پریشان بیند شاد و خندان دو لب دشمن ما خواهد شد خواهر من