نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بنازم به دو حیدر، بنازم به دو یل پدر فاتح خیبر، پسر شیر حمل رجز روی لبش خطبههای علیه جوانیِ علی، مجتبیِٰ علیه حسن تا برخاست، عجب برخاست تماشایی شده، جمل غوغاست بنازم مجتبیٰ علَم بالاست خود حیدر،(خود خود مولاست) ۲ جانم، جانم، جانم قهارترینه شمشیرزنه این جنگ خدا با جنگ اهریمنه میره جلو صف بشکنه آی دنیا شما همه، حسن یکتنه جانم حسن ، جانم حسن ... بنازم بنیهاشم همه مرد خدا حسن فاتح و قاسم یل کربوبلا میتونه بره میدون سپهداری کنه شبیه پدرش هم علَمداری کنه دلاور قاسم، مدد قاسم زده توی دل خطر قاسم بنازم وارث پدر قاسم (به شاگرد اول قمر قاسم) ۲ قاسم نبین، محشر ببین از میمنه تا میسره حیدر ببین تُو کربلا خیبر ببین از همین الان ازرق رو بیسر ببین جانم حسن ، جانم حسن ... مقدّر شده روز هم عهدی برسه مقدّر شده پرچم به مهدی برسه توی تاریکیها نور پیروز شدنه خدا ظالمو با دست مظلوم میزنه بدون تردید شما مردید بنیاسرائیل کم آوردید تهش مرهب بود، تهش خیبر (شما از حیدر کتک خوردید) ۲ ناهید علی، خورشید علی خورشید عقب رفت و درخشید علی جاوید حسن، جاوید حسین جاوید ابوفاضل و جاوید علی جانم علی، جانم علی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد