بنازم به دو حیدر، بنازم به دو یل
مهدی رسولیپسندیدن35
بازدید2.5K
بنازم به دو حیدر، بنازم به دو یل پدر فاتح خیبر، پسر شیر جمل رجز روی لبش خطبههای علیه جوانیِ علی، مجتبای علیه حسن تا برخاست، اَجَل برخاست تماشایی شده، جمل غوغاست بنازم مجتبیٰ، عَلَم بالاست خود حیدر، خود خود مولاست قهارترین شمشیرزنه این جنگ خدا و جنگ اَهریمنه میره جلو صف بشکنه آی دنیا شما همه، حسن یکتنه حسنِ ابنِ علی... بنازم بنیهاشم، همه مرد خدا حسن فاتح و قاسم، یل کربوبلا میتونه بره میدون، سپهداری کنه شبیه پدرش هم علمداری کنه دلاور قاسم، قَدَر قاسم زده توی دل خطر قاسم بنازم وارث پدر قاسم به شاگرد اوّل قمر قاسم قاسم نبین، محشر ببین از میمنه تا میسره حیدر ببین توو کربلا خیبر ببین از همین الان ازرقو بیسر ببین قاسمِ ابنِ الحسن... مُقَدَّر شده روز همعهدی برسه مُقَدَّر شده پرچم به مهدی برسه توی تاریکیها نور پیروز شدنه خدا ظالمو با دست مظلوم میزنه بدون تردید، شما مُردید بنیاسرائیل کم آوردید تَهِش مرحب بود، تَهِش خیبر شما از حیدر کتک خوردید ناهید علی، خورشید علی خورشید عقب رفت و درخشید علی جاوید حسن، جاوید حسین جاوید اباالفضل و جاوید علی حیدر، حیدر، حیدر...