بنا نبود که عاشق کنی محل ندهی
مهرداد ملکیپسندیدن6
بازدید500+
بنا نبود که عاشق کنی محل ندهی ز کم محلی معشوق زار باید زد شبیه این شکستن ما التیام زخم دل است که سر به خاک کوی تو بی اختیار باید زد حسین جان ببند حلقهی قلادهی مرا به درت به پای عبد فراری حصار باید زد از این به بعد برای تو ناز خواهم کرد که گاه پیش تو زیر قرار باید زد من آخرش همه را میکِشم به سوی حرم که عشق را سر هر کوچه جار باید زد